خدا در آيين مسيحيت يكی است و در كتاب مقدس هم بر اين مطلب
تأكيد و پافشاری ميشود.
اما خدای مسيحيت با خدائی كه در تورات و به طور كلي در عهد عتيق
ذكر شده تفاوت بزرگی دارد ، خدای مسيحيت با آنكه در ذات و جوهر
يكی است اما با اين حال از سه شخص تشكيل شده است: «خدای
پدر ، خدای پسر و خدای روح القدس »
دلایل مسیحیان بر این ادعا را می توان در چهار بخش خلاصه کرد :
1ـ فقراتي از کتاب مقدس که عيسي را خدا يا فرزند خدا مي داند .
2ـ وجود صفات الهي در آن حضرت .
3ـ پرستش آن حضرت توسط مردم در زمان حيات ايشان که مسيح هم از
آن نهي نکرد .
4ـ تولد خارق العاده و خارج از جريان طبيعي .
در این پست به بررسی دلیل اول مسیحیان می پردازیم :
مسيحيان شريعت و احكام آن را مربوط به زمان قبل از مصلوب شدن حضرت مسيح میدانند.
به اعتقاد ايشان حضرت آدم در بهشت مرتكب اولين گناه شد و خداوند را به خشم درآورد .
خداوند به مقتضاي عدالتش بايدتمام مردم را عذاب كند زيرا حضرت آدم به عنوان سمبل و نمايندۀ آدميان مرتكب گناه شد و بدينسان تمام انسانها در گناه آدم شريك هستند.
از آنجا كه خداوند رحيم و مهربان است براي نجات مردم از عذاب جهنم، حضرت مسيح ، یگانه پسر خویش را به زمين فرستاد تا به صليب كشيده شود و كشته گردد و گناه آدم را پاك كند و مردم را از خشم و غضب خداي پدر برهاند.
اما در اين مدت « از زمان آدم تا زمان حضرت مسيح » خداوند كه از انسانها قهر نموده بود براي ايشان شريعت را وضع كرد و انسانها را مكلف كرد كه به آن عمل كنند ، در نتیجه پس از كشته شدن حضرت مسيح و پاك شدن گناه آدم ديگر نيازي به انجام مقررات شريعت نيست.
ولی اينكه آيا اين عقيده در كلام پيامبران ، كتابهاي عهد عتيق ،کلمات حضرت مسیح و....سابقه دارد يا نه و اينكه آيا عقل و منطق میپذيرد كه خداوند به خاطر گناه يك نفر همه را مستوجب جهنم بداند نياز به بررسي بيشتر دارد.
پولس رسول را به حق می توان موسس دوم مسیحیت نامید . او در این راه بسیار
تلاش کرد و به موفقیتی چشمگیر دست پیدا کرد.اگر چه در میان مسیحیان کنونی
کمتر کسی در مورد شخصیت پولس دچار تردید شده است اما آنچنانکه از شواهد
تاریخی بر می آید ابیونیها ( که امروزه از ایشان به یهودی ـ مسیحیان اولیه یاد
میشود) از مخالفین سرسخت پولس بوده اند .
برخی از فقرات اعمال رسولان نیز به اختلافات حواریون با وی اشاره دارد.
بر آنیم که در این نوشتار به بررسی این مهم بپردازیم
دومین دلیل مسیحیان بر الوهیت حضرت مسیح ، وجود صفات خدایی در
آن جناب است .
صفاتی را که مسیحیان به حضرت مسیح نسبت می دهد عبارت است از :
۱ - علم نامحدود مسیح
۲ - مسیح می فرماید : « من از این جهان نیستم »
۳ - مسیح گناهان را می بخشد .
۴ - حیات مسیح ذاتی است ؛ گذشته از این مسیح حیات هم می بخشد
و این دو صفت اختصاص به خداوند دارد .
در این بخش به بررسی و نقد این دلایل خواهیم پرداخت
کنستانتین ( قسطنطین ) از شخصیت های کلیدی و تأثیر گذار در تاریخ
مسیحیت است .
من معتقدم شناخت اصولی مسیحیت در گروی شناخت کنستانتین است
چرا که بسیاری از اصول اعتقادی مسیحیت در زمان او تدوین شد و او با
اعمال قدرت خویش به عنوان اثر گذارترین شخصیت در دکترین مسیحی
مطرح شد . بسیاری از آموزه های مسیحیت کنونی در زمان وی تاسیس
و یا رسمی گردید .