مطالعه ی الهیات مسیحیت برای دین شناسان بزرگ جهان یک مساله را
روشن ساخته است؛ اینکه بسیاری از تعالیم مسیحیت در ادیان غیر الهی
آن زمان سابقه داشته .
دکترین تثلیث ، داستان آزمایش مسیح و بردن او بر روی کوه ، مصلوب شدن
و زنده شدن پس از سه روز و ... همه و همه در ادیان آن زمان دارای پیشینه
بوده است .
در برخی از موارد شباهت بین عقاید مسیحیت و ادیان آن عصر تا بدان حد
است که به روشنی می توان رد پای ادیان دیگر را در این مکتب یافت .
مسیحیان ، حضرت مسیح را خدای خویش می دانند اما با وجود این درانجیلها
مطالبی را در مورد حضرت مسیح می بینیم که بسیار دور از شخصیت یک
پیامبر و برگزیده ی خداست تا چه رسد به خدای متعال !
بدون شک این صفات هرگز نمی تواند واقعیت داشته باشد و فقط تهمتهایی
است برای خدشه دار کردن چهره ی این پیامبر بزرگ الهی
اما
این سوال پیش می آید که این مسائل با چه هدف و انگیزه ای به آنجناب
نسبت داده شده است ؟!
اگر چه سمت و سوی کلی نگرش اسلام به زنان در آیات قرآن هویداست
اما با این حال بررسی روایات اسلامی برای درک بهتر دیدگاه اسلامی موثر
است .
قبل از بررسی دیدگاه اسلامی بد نیست اشاره ای هم به جایگاه زنان پیش
از ظهور اسلام داشته باشیم ، بدون شک این آگاهی برای شناخت هر چه
بهتر خدمات اسلام موثر خواهد بود .
اسلام در جامعه ای تولد یافت که زنان در آن از هیچ گونه حقی برخوردار نبودند
این محدودیت تا بدان حد بود که زنان در زنده ماندن نیز محتاج تصمیم گیری
مردان بودند !
در این بخش به سه دلیل دیگر مسیحیان خواهیم پرداخت :
دلیل اول اینکه در طول زندگی مسیح افرادی او را پرستش نمودند اما مسیح
هیچگاه آنان را از این کار نهی نکرد .
دلیل دیگر ، تولد عجیب و خارق العاده مسیح است که بدون شک دارای
پیامی است و این پیام چیزی نیست جز اینکه مسیح همان خدای متجسد
است .
دلیل سوم اینکه حضرت مسیح در طول زندگی معجزات بزرگی انجام داد و
مهمتر اینکه تمام این معجزات را با قدرت خود و بدون استعانت و یاری از
خداوند انجام می داد .
ما در این بخش به بررسی و نقد این دلایل خواهیم پرداخت ؛ همچنین به
اختصار به این ادعای مسیحیان خواهیم پرداخت که درک تثلیث از حیطه ی
عقل خارج است !
از تفاوتهای قابل توجه میان قرآن و کتاب مقدس ، مساله ی نگرش به زنان
و حقوق ایشان است .
از آنجا که بحث جایگاه زن در کتاب مقدس را در بخشی جداگانه بررسی
خواهم کرد در این قسمت فقط به ارائه ی دیدگاه قرآنی درباره ی جایگاه
زنان در جامعه و حقوق ایشان می پردازم و به بحث مقایسه ای نخواهم
پرداخت .
تامل بیشتر در این زمینه ، بر عهده ی دوستان خواهد بود .
اگرچه جایگاه زن در کتاب مقدس کاملا مشخص است اما با این وجود برای
اینکه برداشت ما به عنوان یک برداشت شخصی از این آیات تلقی نشود
مناسب می دانم فقراتی را از کلمات بزرگان و آباء مسیحیت به عنوان صاحب
نظران کلیسا و مفسرین کلاسیک کتاب مقدس نقل کنم
حريص و عصيانگر ، راه ورود شيطان كه احتمالاً به صورت الهي خلق نشده
ذاتاً ناقص و حقير و چون كودكان وابسته به مردان
اين توصيفات را ميتوان در نوشتههاي آباء كليسا يافت
با این حال اين را انكار نميكنم كه در قرون اخير و با افول قدرت مذهبي
كليسا تحت تأثير فشارهاي روزافزون جوامع ، مجبور به عقبنشيني از
مواضع خويش شد اما باید به این نکته توجه داشت که این تغییر موضع
کلیسا فقط و فقط پس از افول دوران قدرت کلیسا بود .
یکی از مسائل حساس و تنش زا در جوامع امروزی ، مساله ی حقوق زنان
در ادیان است
برخی از افراد به اصطلاح روشنفکر نادانسته و بر اساس شنیده ها
اشکالاتی را در مورد حقوق زنان در اسلام مطرح می کنند .
اما چیزی که برای من جالب و البته تا حدی هم عجیب بود این نکته بود که
برخی از مسیحیان نیز همین اشکالات را مطرح می کنند !!!
شاید برای برخی از دوستان نا آشنا به متون مسیحیت این سوال پیش بیاید
که چرا تعجب ؟! مگر مسیحیت در مورد زنان چه دیدگاهی دارد ؟
لازم می دانم به اختصار به بررسی جایگاه زن در مسیحیت بپردازم اما برای
پرهیز از طولانی شدن مطلب ، در این بخش به بررسی کتاب مقدس خواهم
پرداخت و نقد نظرات اباء و بزرگان مسیحیت را در فرصتی دیگر مورد تامل قرار
می دهیم :
حواريون از ديد مسلمانان و از منظر قرآنی داراي مرتبه و جايگاهی بلند از ايمان و عمل بودهاند . اما مسيحيان و به عبارت صحيحتر ، كتاب مقدس ؛ حواريون را به گونهای ديگر معرفی میكند :
حواريون افرادی سست عنصر و كمايمان بودهاند ؛ مسيح نسبت به ايشان خوش بين نبود و حتي بزرگترين حواري خویش را شيطان خواند ؛ يكي از حواريون در ازای چند درهم ، حضرت مسيح را تسليم يهوديان كرد و حواريون در آخرين لحظات به جاي پشتيباني و دفاع از مسيح او را وانهاده گريختند !
آيا به راستی ، حواريون مسيح كه توسط خود مسيح دستچين و انتخاب شدهاند، چنين بودهاند ؟