اگر چه سمت و سوی کلی نگرش اسلام به زنان در آیات قرآن هویداست
اما با این حال بررسی روایات اسلامی برای درک بهتر دیدگاه اسلامی موثر
است .
قبل از بررسی دیدگاه اسلامی بد نیست اشاره ای هم به جایگاه زنان پیش
از ظهور اسلام داشته باشیم ، بدون شک این آگاهی برای شناخت هر چه
بهتر خدمات اسلام موثر خواهد بود .
اسلام در جامعه ای تولد یافت که زنان در آن از هیچ گونه حقی برخوردار نبودند
این محدودیت تا بدان حد بود که زنان در زنده ماندن نیز محتاج تصمیم گیری
مردان بودند !
از تفاوتهای قابل توجه میان قرآن و کتاب مقدس ، مساله ی نگرش به زنان
و حقوق ایشان است .
از آنجا که بحث جایگاه زن در کتاب مقدس را در بخشی جداگانه بررسی
خواهم کرد در این قسمت فقط به ارائه ی دیدگاه قرآنی درباره ی جایگاه
زنان در جامعه و حقوق ایشان می پردازم و به بحث مقایسه ای نخواهم
پرداخت .
تامل بیشتر در این زمینه ، بر عهده ی دوستان خواهد بود .
اگرچه جایگاه زن در کتاب مقدس کاملا مشخص است اما با این وجود برای
اینکه برداشت ما به عنوان یک برداشت شخصی از این آیات تلقی نشود
مناسب می دانم فقراتی را از کلمات بزرگان و آباء مسیحیت به عنوان صاحب
نظران کلیسا و مفسرین کلاسیک کتاب مقدس نقل کنم
حريص و عصيانگر ، راه ورود شيطان كه احتمالاً به صورت الهي خلق نشده
ذاتاً ناقص و حقير و چون كودكان وابسته به مردان
اين توصيفات را ميتوان در نوشتههاي آباء كليسا يافت
با این حال اين را انكار نميكنم كه در قرون اخير و با افول قدرت مذهبي
كليسا تحت تأثير فشارهاي روزافزون جوامع ، مجبور به عقبنشيني از
مواضع خويش شد اما باید به این نکته توجه داشت که این تغییر موضع
کلیسا فقط و فقط پس از افول دوران قدرت کلیسا بود .
یکی از مسائل حساس و تنش زا در جوامع امروزی ، مساله ی حقوق زنان
در ادیان است
برخی از افراد به اصطلاح روشنفکر نادانسته و بر اساس شنیده ها
اشکالاتی را در مورد حقوق زنان در اسلام مطرح می کنند .
اما چیزی که برای من جالب و البته تا حدی هم عجیب بود این نکته بود که
برخی از مسیحیان نیز همین اشکالات را مطرح می کنند !!!
شاید برای برخی از دوستان نا آشنا به متون مسیحیت این سوال پیش بیاید
که چرا تعجب ؟! مگر مسیحیت در مورد زنان چه دیدگاهی دارد ؟
لازم می دانم به اختصار به بررسی جایگاه زن در مسیحیت بپردازم اما برای
پرهیز از طولانی شدن مطلب ، در این بخش به بررسی کتاب مقدس خواهم
پرداخت و نقد نظرات اباء و بزرگان مسیحیت را در فرصتی دیگر مورد تامل قرار
می دهیم :