دليل دوم مسیحیان بر الوهیت مسیح :
وجود برخی از صفات که فقط به خداوند اختصاص دارد در حضرت عیسی
مسیح، خود بهترین دلیل بر خدا بودن عیسی است . این صفات عبارتند از :
1 ـ علم مسیح که این علم نامحدود در اختیار کسی جز خدا نیست، در
نتیجه مسیح نیز که دارای علم مطلق بود، باید خدا خوانده شود و شایستۀ
الوهیت است.
در انجیل یوحنا آمده است که شاگردان به مسیح عرض کردند: « الان
دانستیم که همه چیز را می دانی» یوحنا 16 : 30
در جای دیگر آمده که پطرس خطاب به مسیح گفت: « خداوندا تو بر همه
چیز واقف هستی» یوحنا 21 : 17
گذشته از این در مقام عمل نیز می بینیم که مسیح این باور حواریون را
با غیبگویی خویش تثبیت می کنند .
« و کاتبان و فریسیان چشم بر او می داشتند که شاید در سبّت شفا دهد
تا شکایتی بر او یابند. او خیالات ایشان را درک نموده ...» لوقا 6 : 7 – 8
«و دیگران از روی امتحان، آیتی آسمانی از او طلب نمودند، پس او خیالات
ایشان را درک کرده...» لوقا 11 : 16 -17
این آیات همگی بر یک حقیقت گواهی می دهند و آن علم مطلق مسیح
است.
نقد و بررسی :
با مراجعه به آیات اول و دوم ( یعنی یوحنا 16 : 30 و 21 : 17 ) در می یابیم
که این کلام از حواریون صادر شده و به خاطر اطلاع داشتن مسیح از یک امر
خاص بوده، در هیچ یک از این موارد نیامده است که مسیح خودش ادعای
علم مطلق بنماید . گذشته از این کلام حواریون نیز ممکن است به یک جملۀ
اغراق آمیز تفسیر شود، چنانکه مرسوم است که می گویند فلانی در هر
حرفه ای دستی دارد .
صرف نظر از این مطلب مگر مجرد داشتن علم غیب دلیل بر الوهیت است .
بنابراین باید اشعیاء نبی ، موسی و بسیاری از پیامبرانی را که پیشگویی
نموده اند به مقام الوهیت ارتقاء داد !
در مورد آیات سوم و چهارم ( یعنی لوقا 6 : 7 - 8 و 11 : 16 – 17 ) نیز باید
گفت این موارد فقط یک اطلاع بر غیب بوده و هرگز دلیل بر علم مطلق مسیح
نیست .
آنچه ادعای ما را ثابت می کند آن است که در موارد متعددی، بی اطلاعی
مسیح از پیرامون خویش ثبت شده است از جمله:
در متی 21 : 18 – 19 آمده است: «و در کناره راه یک درخت انجیر دیده نزد آن
آمد و جز برگ بر آن هیچ نیافت پس آن را گفت: از این به بعد میوه تا به ابد بر
تو نشود » همچنین رک: مرقس 11 : 13
در اینجا به وضوح می بینیم که مسیح از بی میوه بودن درخت بی اطلاع است
و به همین خاطر است که پس از دیدن اینکه درخت میوه ندارد به نفرین درخت
لب می گشاید !!!
در انجیل مرقس 6 : 6 نیز آمده است « و از بی ایمانی ایشان متعجب شده »
بدون شک مسیح از بی ایمانی ایشان بی اطلاع بوده و به همین جهت
متعجب از این مسأله شده است.
اشکال: علم مطلق مسیح مربوط به شخصیت الوهی مسیح است و
مسیح در این موارد که حاکی از بی اطلاعی اوست به عنوان یک انسان
صحبت می کرده و شخصیت انسانی او بوده که بی اطلاع بوده است .
جواب: درست است که مسیحیان برای مسیح دو طبیعت قائلند ( طبیعت
انسانی و طبیعت الهی ) و معتقدند صفات کامل و الهی مربوط به طبیعت
خدایی اوست و صفات انسانی و ناقص ، مربوط به طبیعت انسانی آن حضرت
؛ اما صرف نظر از اشکالاتی که در این عقیده وجود دارد، باز هم می بینیم
حضرت مسیح در حالتی که خود را پسر خوانده و با وصف پسر بودن اظهار بی
اطلاعی کرده است.
آری مسیح نسبت به زمان رجعت خویش بی اطلاع است « ولی از آن روز
و ساعت غیر از پدر هیچ کس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و
نه پسر هم» مرقس 13 : 32 و متی 24 : 36
در این آیه تأمل کنید : مسیح می گوید که پسر از آن زمان خبر ندارد .
پس مسیح با وصف پسر بودن (و به اعتقاد مسیحیان وصف الوهیت) اظهار
بی اطلاعی می کند.
2 ـ حضرت مسیح در مورد خود می فرماید « لیکن من از این جهان نیستم »
یوحنا 8 : 23 . حضرت مسیح با بیان این خصوصیت، حساب خود را از دیگران
جدا می کند.
نقد و بررسي :
اگرچه در دید اول این ادعا صحیح به نظر می رسد اما با دقت در آیۀ مذکور
این نکته آشکار می شود که مراد مسیح این است که من وابسته و بندۀ دنیا
نیستم چرا که این حرف را به یهودیان منکر و معاند می زند.
شاهد مطلب آنکه مسیح این عبارت را در مورد حواریون نیز به کار برده است
« من کلام تو را به ایشان دادم و جهان ایشان را دشمن داشت زیرا که از
جهان نیستند همچنان که من نیز از جهان نیستم ... ایشان از جهان نیستند
چنانکه من از جهان نمی باشم » یوحنا 17 : 14 – 16
در جای دیگر نیز خطاب به حواریون می فرماید : « اگر از جهان می بودید
جهان خاصان خود را دوست می داشت لکن چونکه از جهان نیستید بلکه
من شما را از جهان برگزیدهام از این سبب جهان با شما دشمنی می کند »
یوحنا 15 : 19
3 ـ مسیح در خود حیات دارد و به دیگران حیات می بخشد.
« آمین آمین به شما می گویم که ساعتی می آید بلکه اکنون است که
مردگان آواز پسر خدا را می شنوند و هر که بشنود زنده گردد، زیرا همچنان
که پدر خود حیات دارد، همچنین پسر را نیز عطا کرده است که در خود حیات
داشته باشد » یوحنا 5 : 25 - 26
« و هر که جسد مرا خورد و خون مرا نوشید حیات جاودانی دارد و من در روز
آخر او را خواهم بر خیزانید » یوحنا 6 : 54
نقد و بررسي :
در فقراتی از همین انجیل یوحنا به این مطلب تصریح شده است که حیات
مسیح از خود او نیست و خداوند حیات را به او بخشیده است .
« چنانکه پدر زنده مرا فرستاد و من به پدر زنده هستم » یوحنا 6 : 57
« همچنین پسر را نیز عطا کرده است که در خود حیات داشته باشد» یوحنا
5 : 26
پس این نکته واضح است که مسیح حیات خویش را از پدر دریافت کرده است
و اما اینکه مسیح مردگان را بر خیزاند دلیل بر الوهیت او نیست و این قدرتی
است که خداوند به هر کس که بخواهد می تواند عطا کند چنانچه در همین
دنیا نیز این معجزه از برخی از پیامبران و از جمله خود مسیح صادر شده است .
4 ـ مسیح گناهان را می بخشید و این قدرت فقط در اختیار خداوند است و نه
کس دیگر، پس مسیح خداست .
« عیسی چون ایمان ایشان را دید مفلوج را گفت: ای فرزند گناهان تو آمرزیده
شد ..... لیکن تا بدانید که پسر انسان را استطاعت آمرزیدن گناهان بر روی
زمین هست » مرقس 2 : 5 – 10
( همچنین ر ک: متن 9 : 2 – 6 و لوقا 5 : 20 – 24 )
نقد و بررسي :
از برخی از فقرات کتاب مقدس بر می آید که تمام کارهای مسیح منسوب به
خداست و خداوند قدرت این اعمال را به او داده است.
« آمین آمین به شما می گویم که پسر از خود هیچ نمی تواند کرد » یوحنا 5
: 19
« عیسی با اینکه می دانست که پدر همه چیز را به دست او داده است »
یوحنا 13 : 3
پس صدور چنین کارهایی از مسیح نمی تواند دلیل بر الوهیت او باشد.
آری، خداوند چنین اختیاری را به مسیح داده است چنانکه کشیش ها نیز
قدرت بخشیدن گناهان را دارند ( به اعتقاد کاتولیکها ) و چنانکه مسیح به
حواریون فرمود « گناهان آنانی را که آمرزیدید برای ایشان آمرزیده شد »
یوحنا 20 : 23