تبليغاتX
راه مسیـــــــــــح - تثلیث ( بخش سوم )
:: با عقل ، منطق واستدلال آشتی کنیم

 

دليل سوم مسیحیان بر الوهیت مسیح :

 

 

مسیح بارها توسط دیگران پرستش شد و از این کار کسی را نهی نکرد .

 

« پس او را پرستش نمود » یوحنا 9 : 38

 

« پس او را پرستش کرده با خوشی عظیم به سوی اورشلیم برگشتند »

 

لوقا 24 : 52

 

« پس اهل کشتی آمده او را پرستش کرده و گفتند فی الحقیقه تو پسر خدا

 

هستی » متی 14 : 33

 

بدون تردید اگر مسیح دارای مقام الوهیت و خدائی نبود ایشان را از پرستش

 

خود نهی می کرد.

 

 

 

نقد و بررسي:

 

بهتر است برای بررسی این آیات به متن یونانی مراجعه کنیم تا معنی صحیح

 

را پیدا کنیم.

 

در کتاب مقدس در این آیات از واژه یونانی Prosekunhsen استفاده شده و

 

این کلمه به معنی کرنش و تعظیم است .

 

 

شاهد بر ادعای ما اینکه این واژه در مورد غیر خدا نیز استعمال شده است :

 

در پیدایش 23 : 7 آمده است : « پس ابراهیم برخاست و نزد اهل آن زمین

 

یعنی بنی حت تعظیم نمود»

 

در این عبارت از کلمه Prosekunhsen استفاده شده ، شکی نیست که

 

ابراهیم بنی حت را پرستش نمی کند ، پس این واژه به معنی تعظیم و

 

کرنش است.

 

همچنین در اول پادشاهان 1 : 23 می خوانیم : « و پادشاه را خبر داده گفتند

 

که اینک ناتان نبی است و او به حضور پادشاه آمده رو به زمین خم شده

 

پادشاه را تعظیم نمود»

 

در این عبارت نیز از واژه Prosekunhsen استفاده شده است و مترجمین آن

 

را به معنی کرنش و تعظیم دانسته اند و نه به معنی پرستش زیرا معقول

 

نیست که ناتان نبی پادشاه را پرستیده باشد.

 

 

جالب است که مترجمین مسیحی این واژه را در این موارد به تعظیم و کرنش

 

ترجمه کرده اند اما در مواردی که مربوط به حضرت مسیح است به پرستش

 

 ترجمه نموده اند .

 

این شیوۀ مترجمین و اِعمال سلیقه های شخصی انسان را به یاد ضرب

 

المثل معروف می اندازد که :

 

 

           قربان شوم خدا را              یک بام و دو هوا را

 

 

 

 

دليل چهارم مسیحیان بر الوهیت مسیح :

 

 

تولد عجیب و خارق العاده مسیح حتما دارای پیامی است و این پیام چیزی

 

نیست جز اینکه مسیح شخص عادی نیست بلکه خدای متجسد است.

 

 

 

نقد و بررسي :

 

اگر چه این حرف را می پذیریم که تولد خارق العاده مسیح بدون دلیل نبوده

 

است و حتما حاوی پیامی است ؛ اما اینکه این پیام ، اعلام الوهیت مسیح

 

باشد ، به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست .

 

آیا نمی توان علت آن را قدرت نمائی خداوند دانست؟ آیا مسیحیان هر امر

 

خارق العاده ای را که در مورد انسان ها رخ داده است دلیل بر الوهیت آنها

 

می دانند.

 

آیا مسیحیان می توانند قبول کنند که چون مرده ای به استخوان های الیشع

 

برخورد کرد و زنده شد، این واقعه دلیل بر الوهیت الیشع باشد چرا که امری

 

غیرعادی رخ داده است؟!!

 

علاوه بر این پیدایش آدم و حوا نیز همچون عیسی و بلکه عجیب تر است ،

 

 

صرف نظر از تمام این موارد ملکی صادق که بدون پدر و مادر بوده است از

 

عیسی مسیح به مراتب مهم تر است.

 

« زیرا این ملکیصدق ... بی پدر و بی مادری و بی نسب نامه و بدون ابتدای

 

ایام و انتهای حیات » عبرانیان 7 : 1 3

 

 

آری، رتبه ملکی صادق چنان بالا بوده است که در همین رساله عبرانیان

 

مسیح را در کهانت با او مقایسه کرده اند و هم رتبه او قرار داده اند.

 

« زیرا شهادت داده شد که تو تا به ابد کاهن هستی بر رتبه ملکیصدق »

 

 عبرانیان 7 : 17

 

به هر حال اگر پیدایش خارق العاده دلیل بر الوهیت باشد باید ملکی صادق

 

را در رتبه ای بالاتر از مسیح قرار داد ، زیرا او هم بدون پدر و هم بدون مادر

 

بوده است.

 

نحوۀ پیدایش ملکی صادق مفسرین مسیحی را با چالش جدی مواجه

 

ساخته است تا به جایی که برخی وی را ظهور موقتی از مسیح

 

دانسته اند!!! (آیین کاتولیک، جورج برانتل، فصل پنجم، ص 147)

 

 

 

 

دليل پنجم مسیحیان بر الوهیت مسیح :     مسيح در طول زندگي خويش معجزات فراواني را انجام داد که این معجزات ،   خود بزگترین دلیل بر این مدعای ماست .   برخي از اين معجزات عبارتند از :   زنده کردن مردگان لوقا 8 : 54 - 55، يوحنا 11 : 43 - 44 ، لوقا 7 : 14 – 15   شفاي بيماران يوحنا بابهای 4 و 5 و 9 ، لوقا بابهای 13 و 14 و 17 و 18   راه رفتن بر روي آب، يوحنا باب 6   سير کردن پنج هزار نفر توسط پنج نان و دو ماهي يوحنا باب 6 و ...     صدور اين معجزات و به خصوص زنده کردن مردگان همگي دليل بر اين است   که مسيح ، انسان نبوده و با قدرت خدائي خويش اين کارها را انجام مي داده   است.       نقد و بررسي :   با مطالعه عهد عتيق به معجزات متعددي از پيامبران برخورد مي کنيم .   « پس چنانکه مرا امر فرمود نبوت نمودم و روح به آنها داخل شد و آنها زنده   گشته بر پاي هاي خود لشکر بي نهايت عظيمي ايستادند »حزقيال 37: 10   « و واقع شد که چون مردي را دفن مي کردند آن لشکر را ديدند و آن مرده   را در قبر اليشع انداختند و چون آن ميت به استخوانهاي اليشع برخورد زنده   گشت و به پايهاي خود ايستاد » دوم پادشاهان 13 : 21   « وخداوند آواز ايليا را اجابت نمود و جان پسر به وي برگشت که زنده شد »                                                                       اول پادشاهان 17 : 22     گذشته از اين موارد در انجيل يوحنا آمده است که حضرت مسيح به شاگردان   فرمود:   « آمين آمين به شما مي گويم هر که به من ايمان آرد کارهايي را که من   مي کنم او نيز خواهد کرد و بزرگتر از اينها را نيز خواهد کرد » يوحنا 14 : 12     مطابق اين آيه مسيح صدور معجزاتي بزرگتر از کارهاي خود را هم از شاگردان   خويش ممکن مي داند.     اشکال : ميان معجزات مسيح و معجزات ساير پيامبران تفاوتي بزرگ وجود   دارد و آن اينکه پيامبران ، معجزات را با درخواست از خداوند با اتکاء به قدرت   الهي انجام مي دادند اما مسيح بدون اينکه از خداوند چيزي بخواهد با اتکا   به نيروي خويش اين کارها را انجام مي داد .     جواب : حضرت مسيح در موارد متعددي بر اين حقيقت تأکيد مي کند که   معجزات و کارهاي او به اراده الهي و با قدرت خداوند صورت پذيرفته است.     « عيسي ناصري مردي که نزد شما از جانب خدا مبرهن گشت به قوات و   عجايب و آياتي که خدا در ميان شما از او صادر گردانيد »                                                                                            اعمال رسولان 2 : 22     « اعمالي که به اسم پدر خود به جا مي آورم آنها بر من شهادت مي دهد »                                                                                  يوحنا 10 : 25     « مي دانست که پدر همه چيز را به دست او داده است » يوحنا 13 : 3      

نتیجه :

 

بررسی دلایل معتقدین به الوهیت مسیح این نکته را روشن ساخت که

 

الوهیت مسیح در کتاب مقدس نیز ریشه معتبری ندارد و درست به همین

 

خاطر بوده است که تا قرنها پس از حضرت مسیح نیز این مسأله مورد اختلاف

 

و نزاع بوده است.

 

در حال حاضر نیز برخی از فرق مسیحی نظیر یونیورسالیستها و شاهدان

 

یهوه منکر این دکترین هستند .

 

 

توجه به این نکته ضروری است که ما این قسمت را فقط به خاطر تکمیل بحث

 

ذکر کردیم و الا قبلا و در بخش کتاب مقدس این مطلب را ثابت نمودیم که عهد

 

جدید دارای اعتبار و سند محکمی نیست.

 

افزون بر نداشتن سند، وجود اشتباهات و تناقضات بی شمار نیز اعتبار آن را

 

به شدت زیر سؤال می برد ( به زودی به این بحث خواهیم پرداخت )

 

 

در پایان لازم می دانیم به اختصار به این مسئله بپردازیم که آیا اصلا چنین

 

عقیده ای امکان عقلی دارد؟

 

بدون شک اگر محال بودن این گزاره ثابت شود دیگر نیاز به بررسی نخواهد

 

داشت . هر اندیشمندی بر این نکته واقف است که اگر در متن معتبری

 

جمله ای را یافت که کاملاً غیرعقلانی است باید به تفسیر آن به نحو معقول

 

بپردازد و اگر امکان چنین تفسیری نبود باید از آن صرف نظر کند .

 

می دانیم که اگر در معتبرترین کتاب ها نیز ببینیم که 2 + 2 می شود 5

 

هیچگاه چنین مطلبی را باور نخواهیم کرد .

 

 

 

 

بررسی تثلیث از دیدگاه عقل:

 

ما این نکته را قبول داریم که عقل انسان نمی تواند تمام حقایق را درک کند

 

به عنوان مثال درک حقیقت روح، حقیقت خداوند، حقیقت فرشتگان و سایر

 

امور متافیزیک بسیار ساخت و شاید غیرممکن باشد اما اینکه عقل از رسیدن

 

به بلندای این امور عاجز است دلیل بر این نمی شود که عقل، بدیهیات را به

 

اسم متافیزیک زیر پا بگذارد.

 

فرض کنید کسی بگوید دو فرشته و دو فرشته شاید بشود پنج فرشته و

زمانی که این مساله را انکار می کنیم بگوید این متافیزیک است و از عهدۀ

عقل تجربی خارج ؛ آیا می پذیریم ؟

یا فرض کنید کسی در مورد فرشتگان یا روح بگوید : هم ازلی هستند و هم

حادث ! آیا می پذیریم ؟

یا کسی بگوید شاید فرشتگان هم موجود باشند و هم نه !

بدون شک ما این ادعا را نخواهیم پذیرفت و با اینکه مسائل چنین فراتر از

درک ماست اما نسبت به مقدمات بحث هرگز شک نمی کنیم

 

 

در مسأله ی تثلیث اشکالات عقلی فراوانی وجود دارد ، گذشته از این 

 

مسئلۀ تجسد مسیح و مرگ آن حضرت نیز بر این اشکالات می افزاید :

 

اگر ذات مسیح با ذات خدا یکی است و اگر ذات خداوند قابل تقسیم نیست

 

(چنانکه در اعتقادنامه آتاناسیوس آمده است) چگونه مسیح مرد؟ آیا بخشی

 

از خدا مرد؟!

 

 

برخی از افراد ناآگاه می گویند این طبیعت انسانی مسیح بود که مرد و نه

 

طبیعت الهی اما این مطلب بسیار بی پایه است چرا که طبق تعالیم کلیسا

 

و سنت مسیحی ، این طبیعت الوهی مسیحی بود که دچار شکنج شد و

 

مرد زیرا فقط این پسر خدا بود که می توانست با خرید آزار و اذیت و در نهایت

 

 مرگ، واسطه بین خدا و خلق شود نه طبیعت انسانی مسیح .

 

 

مسیحیت و پاسخ به این اشکالات

 

 

مسیحیان در مواجهه با این اشکالات و اینکه این عقیده در تضاد با عقل است

 

به شعار ایمان بیاور تا بفهمی اکتفا کرده اند!!!

 

این بدان معناست که فهم این دکترین و اینکه چگونه یک مسأله خلاف عقل

 

و فطرت را می توان پذیرفت همه در گروی ایمان آوردن به مسیح است.

 

اما این منطق برای کسی که در صدد انتخاب یک ایدئولوژی و یک نظام الهیاتی

 

است قابل قبول نیست .

 

 آیا اگر ادیان ثنوی و دو گانه پرست، پیروان مکتب هندوئیسم، بودیسم،

 

کنفوسیوس و ... چنین ادعایی بکنند از نظر مسیحیان، قابل قبول است؟!

 

 

+ نوشته شده در تاریخ ساعت توسط : |