تبليغاتX
راه مسیـــــــــــح - خشونت در کلیسای مسیح ( 2 )
:: با عقل ، منطق واستدلال آشتی کنیم
 

برخورد كليساها با مخالفين خود :

 

شكنجه‌های فجيع و اعدام به شيوه‌های مختلف

 

 

در نيمۀ نخست قرن سيزدهم دستگاه تفتيش عقايد توسط پاپ گريگوري نهم تشكيل شد ، اين محكمه‌ها موظف بودند كه بي‌دينان و بدعتگذاران را يافته و محاكمه نمايند .

 

اگرچه در اين دادگاه‌ها ابتدا فقط به كشتن محكومين اكتفا مي‌شد اما در زمان پاپ اينوسان چهارم شكنجه رسميت يافت و انواع وسائل و ادوات شكنجه ساخته شد .

 

 

شكنجه‌ها وحشتناك بود :

 

متهم را داغ می کردند !

 

با گاز انبر تكه‌تكه از گوشت تنش را مي‌كندند !

 

مجبورش مي‌كردند سطل سطل آب بنوشد كه اين كار

 

مرگ دردناكي را در پي داشت !

 

به زير ناخنهايش سوزن فرو مي‌كردند !

 

و ...

 

 

خوان آنتونيو لورنت Juan Antonio Lorente كه از منشيان محكمۀ تفتيش عقايد مادريد بوده است مي‌نويسد :

 

« قلم من از شرح اين صحنه‌هاي وحشتناك عاجز است زيرا من چيزي سراغ ندارم كه به قدر نحوۀ رفتار قاضيان محكمۀ تفتيش عقايد با روح احسان و شفقت عيسي مسيح مغاير باشد »

 

وقتي متهم بر اثر شكنجه‌ها نيمه جان مي‌شد از او درخواست اعتراف و ابراز پشيماني مي‌كردند ، اگر متهم اعتراف می کرد و ابراز پشیمانی و توبه می نمود ، در حق او لطف مي‌كردند و قبل از انداختن در آتش خفه‌اش مي‌کردند ، اما اگر از اعتراف خودداري مي‌كرد او را به عنوان مرتدي كه از كرده‌اش پشيمان نيست زنده زنده مي‌سوزاندند (دربارۀ مفهوم انجيل‌ها، كري ولف)

 

 

 

از ديگر ادوات و ابزار شكنجه مي‌توان به موارد ذيل اشاره كرد :

 

انگشت شكن 

 

منگنه

 

صندلي شكنجه 

 

ساق شكن

 

ميز كشش

 

چكمه اسپانيولي

 

وزنه

 

و ... 

 

در مجمع ريمز (Reims شهركي در فرانسه) توسل به اُردئال كه عبارت بود از آزمايش به وسيله ی سوزاندن بدن با پولاد سرخ يا سرب داغ نيز مشروع شد (مسيحيت شناسي مقايسه‌اي، بخش يازدهم، ص 306)

 

 

كليساي مسيح در برخي از موارد ، اجازۀ دفن و كفن مقتولين را نيز نمی‌داد !

 

نيكولاس سوم طي فرماني در 1280م  اعلام داشت: بدينوسيله ما عموم بدعتگذاران... را تكفير و لعنت مي‌كنيم... هر كسي ايشان را طبق شعاير مسيحی اجازة كفن و دفن دهد محكوم به تكفير خواهد شد... چنين كسي مورد بخشايش قرار نخواهد گرفت مگر آنكه با دست خويش، اجساد به گور سپردة آن مردگان را از زير خاك بيرون آورد و به دور افكند. (تاريخ تمدن ويل دورانت، ج 4، ص 1048 و 1049)

 

 


 

از آنجا كه ذكر انواع شكنجه ها و شيوه ی كليساها در مقابله با مخالفين از عهدۀ ما خارج است ، به ذكر مواردي چند از حقايق تاريخي بسنده مي‌كنيم و محققين و علاقه‌مندان را به كتب مفصل و مقالاتي كه در اين زمينه تأليف شده‌اند ارجاع مي‌دهيم:

 

 

 

1 ـ جان هاس

 

وی رهبري جنبش اصلاح ديني را در چكسلواكي بر عهده داشت، از وي دعوت شد تا در شوراي كنتانس ( 1414 ـ 1418 ) شركت كند اما پس از حضور وي، شورا به دستگيري وي مبادرت ورزيد و او را به خاطر سخنرانی‌های تند و آتشینش بر عليه فساد كليسا و مقامات روحانی ، زنده زنده در آتش سوزاندند ، همچنين به دستور شورای مذكور جنازۀ جان ويكليف  ( John  Wycliffe ) كه فيلسوفی برجسته و عالم الهي دانشگاه آكسفورد محسوب مي‌شد را از خاك بيرون كشيدند و او را نيز به خاطر حمله به كليساي مسيح محكوم نموده و استخوان‌هايش را به آتش كشيدند (تاريخ تفكر مسيحي، توني لين، فصل سوم، جان ويكليف، ص 230 و جهان مذهبي، ج 2، فصل هشتم، ص 761 و 762).

 

 

 

2 ـ ميكائيل سروتوس :

 

وي مردي اسپانيايي بود كه پس از مطالعۀ كتاب مقدس به اين نتيجه رسيد كه مسئلۀ تثليث كه بر حسب اعتقادنامۀ نيقيه براي عموم مسيحيان امري مسجل شده بود در آن وجود ندارد، كليساي پروتستان (و دقیق تر بگوییم کلیسای کالونی ) وی را به خاطر رد تثليث ، در 1553.م در آتش زنده زنده سوزاند (تاريخ جامع اديان، جان ناس، ص 680 و 681)

 

 

برخورد كليساها با مخالفين خود :

 

شكنجه‌های فجيع و اعدام به شيوه‌های مختلف

 

 

در نيمۀ نخست قرن سيزدهم دستگاه تفتيش عقايد توسط پاپ گريگوري نهم تشكيل شد ، اين محكمه‌ها موظف بودند كه بي‌دينان و بدعتگذاران را يافته و محاكمه نمايند .

 

اگرچه در اين دادگاه‌ها ابتدا فقط به كشتن محكومين اكتفا مي‌شد اما در زمان پاپ اينوسان چهارم شكنجه رسميت يافت و انواع وسائل و ادوات شكنجه ساخته شد .

 

 

شكنجه‌ها وحشتناك بود :

 

متهم را داغ می کردند !

 

با گاز انبر تكه‌تكه از گوشت تنش را مي‌كندند !

 

مجبورش مي‌كردند سطل سطل آب بنوشد كه اين كار

 

مرگ دردناكي را در پي داشت !

 

به زير ناخنهايش سوزن فرو مي‌كردند !

 

و ...

 

 

خوان آنتونيو لورنت Juan Antonio Lorente كه از منشيان محكمۀ تفتيش عقايد مادريد بوده است مي‌نويسد :

 

« قلم من از شرح اين صحنه‌هاي وحشتناك عاجز است زيرا من چيزي سراغ ندارم كه به قدر نحوۀ رفتار قاضيان محكمۀ تفتيش عقايد با روح احسان و شفقت عيسي مسيح مغاير باشد »

 

وقتي متهم بر اثر شكنجه‌ها نيمه جان مي‌شد از او درخواست اعتراف و ابراز پشيماني مي‌كردند ، اگر متهم اعتراف می کرد و ابراز پشیمانی و توبه می نمود ، در حق او لطف مي‌كردند و قبل از انداختن در آتش خفه‌اش مي‌کردند ، اما اگر از اعتراف خودداري مي‌كرد او را به عنوان مرتدي كه از كرده‌اش پشيمان نيست زنده زنده مي‌سوزاندند (دربارۀ مفهوم انجيل‌ها، كري ولف)

 

 

 

از ديگر ادوات و ابزار شكنجه مي‌توان به موارد ذيل اشاره كرد :

 

انگشت شكن 

 

منگنه

 

صندلي شكنجه 

 

ساق شكن

 

ميز كشش

 

چكمه اسپانيولي

 

وزنه

 

و ... 

 

در مجمع ريمز (Reims شهركي در فرانسه) توسل به اُردئال كه عبارت بود از آزمايش به وسيله ی سوزاندن بدن با پولاد سرخ يا سرب داغ نيز مشروع شد (مسيحيت شناسي مقايسه‌اي، بخش يازدهم، ص 306)

 

 

كليساي مسيح در برخي از موارد ، اجازۀ دفن و كفن مقتولين را نيز نمی‌داد !

 

نيكولاس سوم طي فرماني در 1280م  اعلام داشت: بدينوسيله ما عموم بدعتگذاران... را تكفير و لعنت مي‌كنيم... هر كسي ايشان را طبق شعاير مسيحی اجازة كفن و دفن دهد محكوم به تكفير خواهد شد... چنين كسي مورد بخشايش قرار نخواهد گرفت مگر آنكه با دست خويش، اجساد به گور سپردة آن مردگان را از زير خاك بيرون آورد و به دور افكند. (تاريخ تمدن ويل دورانت، ج 4، ص 1048 و 1049)

 

 


 

از آنجا كه ذكر انواع شكنجه ها و شيوه ی كليساها در مقابله با مخالفين از عهدۀ ما خارج است ، به ذكر مواردي چند از حقايق تاريخي بسنده مي‌كنيم و محققين و علاقه‌مندان را به كتب مفصل و مقالاتي كه در اين زمينه تأليف شده‌اند ارجاع مي‌دهيم:

 

 

 

1 ـ جان هاس

 

وی رهبري جنبش اصلاح ديني را در چكسلواكي بر عهده داشت، از وي دعوت شد تا در شوراي كنتانس ( 1414 ـ 1418 ) شركت كند اما پس از حضور وي، شورا به دستگيري وي مبادرت ورزيد و او را به خاطر سخنرانی‌های تند و آتشینش بر عليه فساد كليسا و مقامات روحانی ، زنده زنده در آتش سوزاندند ، همچنين به دستور شورای مذكور جنازۀ جان ويكليف  ( John  Wycliffe ) كه فيلسوفی برجسته و عالم الهي دانشگاه آكسفورد محسوب مي‌شد را از خاك بيرون كشيدند و او را نيز به خاطر حمله به كليساي مسيح محكوم نموده و استخوان‌هايش را به آتش كشيدند (تاريخ تفكر مسيحي، توني لين، فصل سوم، جان ويكليف، ص 230 و جهان مذهبي، ج 2، فصل هشتم، ص 761 و 762).

 

 

 

2 ـ ميكائيل سروتوس :

 

وي مردي اسپانيايي بود كه پس از مطالعۀ كتاب مقدس به اين نتيجه رسيد كه مسئلۀ تثليث كه بر حسب اعتقادنامۀ نيقيه براي عموم مسيحيان امري مسجل شده بود در آن وجود ندارد، كليساي پروتستان (و دقیق تر بگوییم کلیسای کالونی ) وی را به خاطر رد تثليث ، در 1553.م در آتش زنده زنده سوزاند (تاريخ جامع اديان، جان ناس، ص 680 و 681)

 

 

 

3 ـ ويليام تيندل :

 

وي كه ترجمۀ كتاب مقدس به زبان انگليسي را براي دومين بار و پس از جان ويكليف بر عهده گرفته بود، به زودي دريافت انگلستان مكان امني براي اين كار نيست، سپس به آلمان رفت، وي در سال 1535 توسط مقامات شهر آنتورپ دستگير شد و يك سال بعد او را در آتش سوزاندند (تاريخ تفكر مسيحي، فصل چهارم، ويليام تيندل ص 316ـ319)

 

 

 

4 ـ فليكس مانز ( Felix Manz )

 

وي كه از سران آناباتپيست‌ها بود و در 1525 به تعمير مجدد ايمانداران مبادرت ورزيده بود در ژانوية 1527 دستگير شد و او را در آب خفه كردند (تاريخ تفكر مسيحي، فصل چهارم، آنابابتيست‌ها، ص 309 و 310)

 

 

 

5 ـ  مايكل ستلر  ( Michael Sattler )

 

يكي از وحشيانه‌ترين و سخت‌ترين شكنجه‌ها در مورد مایکل ستلر مؤلف اعترافنامۀ اشلايتهام اعمال شد .

 

وي كه از رهبران آناباپتيست بود به سبب بدعت محاكمه و در 1527 اعدام شد حكمي كه داوران براي وي صادر كردند چنين بود :

 

« مايكل ستلر به جلاد سپرده شود تا او را به محل اعدام ببرد و زبانش را ببرد، آنگاه او را به گاري ببندد و با انبر تفتيده دو بار بخش‌هايي از بدنش را بكند ، پس از اينكه او به بيرون از دروازه برده شد پنج بار ديگر به همين شيوه بدنش دريده شود » پس از اينكه به دستور عمل شد او را به عنوان يك بدعتكار سوزاندند تا خاكستر شد . برادران همقطارش با شمشير به قتل رسيدند و خواهرانش غرق شدند همچنين همسر وي نيز چند روز بعد غرق شد (مسيحيت از لابلاي متون، رابرت وان وورست ، فصل پنجم، محاكمه و مرگ مايكل ستلر، ص 321)

 

 

 

 

3 ـ ويليام تيندل :

 

وي كه ترجمۀ كتاب مقدس به زبان انگليسي را براي دومين بار و پس از جان ويكليف بر عهده گرفته بود، به زودي دريافت انگلستان مكان امني براي اين كار نيست، سپس به آلمان رفت، وي در سال 1535 توسط مقامات شهر آنتورپ دستگير شد و يك سال بعد او را در آتش سوزاندند (تاريخ تفكر مسيحي، فصل چهارم، ويليام تيندل ص 316ـ319)

 

 

 

4 ـ فليكس مانز ( Felix Manz )

 

وي كه از سران آناباتپيست‌ها بود و در 1525 به تعمير مجدد ايمانداران مبادرت ورزيده بود در ژانوية 1527 دستگير شد و او را در آب خفه كردند (تاريخ تفكر مسيحي، فصل چهارم، آنابابتيست‌ها، ص 309 و 310)

 

 

 

5 ـ  مايكل ستلر  ( Michael Sattler )

 

يكي از وحشيانه‌ترين و سخت‌ترين شكنجه‌ها در مورد مایکل ستلر مؤلف اعترافنامۀ اشلايتهام اعمال شد .

 

وي كه از رهبران آناباپتيست بود به سبب بدعت محاكمه و در 1527 اعدام شد حكمي كه داوران براي وي صادر كردند چنين بود :

 

« مايكل ستلر به جلاد سپرده شود تا او را به محل اعدام ببرد و زبانش را ببرد، آنگاه او را به گاري ببندد و با انبر تفتيده دو بار بخش‌هايي از بدنش را بكند ، پس از اينكه او به بيرون از دروازه برده شد پنج بار ديگر به همين شيوه بدنش دريده شود » پس از اينكه به دستور عمل شد او را به عنوان يك بدعتكار سوزاندند تا خاكستر شد . برادران همقطارش با شمشير به قتل رسيدند و خواهرانش غرق شدند همچنين همسر وي نيز چند روز بعد غرق شد (مسيحيت از لابلاي متون، رابرت وان وورست ، فصل پنجم، محاكمه و مرگ مايكل ستلر، ص 321)

 

 

+ نوشته شده در تاریخ ساعت توسط : |