در جای جای انجیلها حواریون مورد نکوهش و سر زنش قرار گرفته اند .
بسیاری از کلماتی که در انجیلها آمده است دور از شأن و جایگاه حواریون است . با خواندن حالات حواریون ، این سؤال در ذهن نقش می بندد که آیا در آن زمان اشخاص بهتری وجود نداشتند که تا این حد ، سست عنصر، ضعیف و ترسو نباشند ؟ یا اینکه بوده اند اما مسیح در گزینش حواریون اشتباه ورزید؟
مناسب است نمونه هایی از اوصاف حواریون و کلماتی که در شأن ایشان ذکر شده را بیاوریم :
1 - حواریون سست ایمان :
« و شاگردانش چون بدان طرف می رفتند فراموش کردند نان بردارند ....عیسی این را درک نموده بدیشان گفت : ای سست ایمانان چرا در خود تفکر میکنید از آن جهت که نان نیاورده اید » متی 16 : 5- 8
2 - حواریون بی ایمان :
« اما شاگردان نزد عیسی آمده در خلوت از او پرسیدند : چرا ما نتوانستیم او را بیرون کنیم عیسی ایشان را گفت : به سبب بی ایمانی شما زیرا هر آینه به شما می گویم اگر ایمان به قدر دانۀ خردلی میداشتید بدین کوه میگفتید از اینجا بدانجا منتقل شو البته منتقل میشد » متی 17 : 19 - 20
3 - شاگردان سخت دل :
« فی الفور شاگردان خود را الحاح فرمود که به کشتی سوار شده .... و تا نزد ایشان به کشتی سوار شد باد ساکن گردید چنانکه بی نهایت در خود متعجب شدند زیرا که معجزۀنان را درک نکرده بودند زیرا دل ایشان سخت بود » مرقس 6 : 45 - 52
4 - پطرس حواری ، شیطانی که موجب لغزش مسیح می شود :
« و پطرس او را گرفته شروع کرد به منع نمودن و گفت : حاشا از تو ای خداوند که این بر تو هرگز واقع نخواهد شد اما او برگشته پطرس را گفت : دور شو از من ای شیطان زیرا که باعث لغزش من می باشی » متی 16 : 22 - 23
چگونه عیسی ، پطرس را شیطان می خواند و حال آنکه در توصیف پطرس می فرماید : « و من نیز تو را می گویم که تویی پطرس و بر این صخره کلیسای خود را بنا میکنم و ابواب جهنم بر آن استیلا نخواهد یافت کلید های ملکوت آسمان را به تو می سپارم و آنچه بر زمین ببندی در آسمان بسته گردد و آنچه در زمین گشایی در آسمان گشاده شود » متی 16 : 18 - 19
آیا می توان باور داشت که مسیح به پطرسی که کلیدهای ملکوت آسمان را در دست دارد لقب شیطان بدهد ؟!
اگر حال پطرس که بزرگترین حواری مسیح بود چنین است پس سایر حواریون چگونه اند ؟
آیا مسیح کلیسای خود رابر شیطان بنا نمود ؟!
5 - یهودا ، حواری دزد که مسیح را در مقابل سی درهم نقره تسلیم یهود کرد :
«پس یکی از شاگردان او یعنی یهودای اسخریوطی پسر شمعون که تسلیم کنندۀ وی بود گفت :برای چه این عطر به سیصد دینار فروخته نشد تا به فقرا داده شود ؟ واین را نه از آن رو گفت که پروای فقرا می داشت بلکه از آن رو که دزد بود وخریطه در حوالۀ او و از آنچه در آن انداخته می شد بر می داشت » یوحنا 12 : 4 - 6
عجیب آنکه یهودا نیز توسط خود آن حضرت دستچین شده بود و حتی این قدرت را یافته بود که هر بیماری و رنجی را شفا دهد !
« و دوازده شاگرد خود را طلبیده ایشان را بر ارواح پلید قدرت داد که آنها را بیرون کنند وهر بیماری و رنجی را شفا دهند و نامهای دوازده رسول این است : .... و یهودای اسخریوطی که او را تسلیم نمود » متی 10 : 1 - 4
6 - بی اعتنایی حواریون به فرامین حضرت عیسی :
« آنگاه عیسی با ایشان به موضعی که مسمی به جتسیمانی بود رسیده به شاگردان خود گفت : در اینجا بنشینید تا من رفته در آنجا دعا نمایم .... ونزد شاگردان خود آمده ایشان را در خواب یافت و به پطرس گفت : آیا همچنین نمی توانستید یک ساعت با من بیدار باشید .بیدار باشید و دعا کنید ....وآمده باز ایشان را در خواب یافت » متی 26 : 36 - 43
7 - بی مهری شاگردان ، نسبت به مسیح :
« پس به ایشان گفت : لیکن الآن هر که کیسه دارد و همچنین توشه دان را و کسی که شمشیر ندارد جامۀ خود را فروخته آن را بخرد ....گفتند ای خداوند اینک دو شمشیر ، به ایشان گفت کافی است » لوقا 22 : 36 - 38
آری حواریون درمقابل دستورعیسی که همگی باید به هر قیمت شمشیری تهیه کنند بی توجهی نمودند و به آن حضرت گفتند دو شمشیر داریم . حضرت مسیح که از این بی اعتنایی حواریون سر خور شده بود از تکرار دستور، صرف نظر کرد .
8 - حواریون کم جرأت و بی وفا ،ادعاهای بی مورد پطرس :
« آنگاه عیسی بدیشان گفت همهُ شما دربارۀ من لغزش می خورید ..... پطرس در جواب وی گفت: هر گاه همه دربارۀ تو لغزش خورند من هرگز نخورم عیسی به وی گفت : هر آینه به تو می گویم که در همین شب قبل از بانگ زدن خروس ، سه مرتبه مرا انکار خواهی کرد ، پطرس به وی گفت :هر گاه مردنم با تو لازم شود هرگز تو را انکار نکنم ،و سایر شاگردان نیز همچنان گفتند » متی 26 : 31 – 35
اما همین حواریون با تمام این وعده ها زمانی که حضرت مسیح دستگیر شد او را رها کرده و فرار را بر قرار ترجیح دادند ! « در آن وقت جمیع شاگردان او را واگذارده بگریختند » متی 26 : 56
بد نیست بدانیم پطرس که بزگترین حواری مسیح بود و حتی حضرت عیسی ، کلیسا را بر وی بنا نهاده بود چه کرد ؟
« اما پطرس در ایوان نشسته بود که نا گاه کنیزکی نزد وی آمده گفت : با عیسی جلیلی بودی . او روبروی همه انکار نموده گفت : نمی دانم چه می گویی .... باز قسم خورده انکار نمود که این مرد را نمی شناسم .... پس آغاز لعن کردن و قسم خوردن نمود که این شخص را نمی شناسم »متی ۲۶ : 69 - 74
باری پطرس به انکار عیسی پرداخت و حال آنکه مسیح قبلا فرموده بود که : « اما هر که مرا پیش مردم انکار نماید من هم در حضور پدرخود که در آسمان است او را انکار خواهم نمود » متی 10 : 33
آیا برا ستی ؛ مسیح ، پطرس را در حضور پدرانکارخواهد کرد ؟
آیا مسیح کلیدهای آسمان را به چنین فرد ضعیفی سپرد ؟
و آیا همین حواریون هدایت کلیسای مسیح را بر عهده داشتند ؟!
بی ایمانی حواریون به اینجا هم ختم نشد بلکه آنان زنده شدن و رستاخیز مسیح را باور نکرده و انکار کردند :
9 - انکار رستاخیز مسیح
« و صبحگاهان ، روز اول هفته چون برخاسته بود نخستین به مریم مجدلیه که از او هفت دیو بیرون کرده بود ظاهر شد و او رفته اصحاب او را که گریه و ماتم می کردند خبر داد و ایشان چون شنیدند که زنده کشته و بدو ظاهر شده بود باور نکردند .... و بعد از آن بدان یازده هنگامی که به غذا نشسته بودند ظاهر شد و ایشان را به سبب بی ایمانی و سخت دلی ایشان توبیخ نمود زیرا به آنانی که او را برخاسته دیده بودند تصدیق ننمودند » مرقس 16: 9 - 14
همانطور که دیدید بررسی شخصیت حواریون در انجیلها انسان را در بهتی عمیق فرو می برد .
باور اینکه حواریون مسیح کوچکترین ایمانی نداشته اند و حتی در شب آخر او را واگذاشته و فرار کردند بسیار سخت می نماید .
در بخش کتاب مقدس به این نکته اشاره کردیم که انجیلها همگی پس از رسالات پولس نوشته شده اند واز طرفی انجیل متی ، یوحنا و احتمالا مرقس نوشتۀ این افراد نبوده بلکه بعدها و توسط افراد دیگری تألیف شده و به ایشان نسبت داده شده است .
تمامی انجیلها به روشنی متأثر از افکار پولس است ؛ پولسی که در تقابل و تضاد فکری وعقیدتی با حواریون قرار داشت ( رجوع شود به بخش پولس )
پولس به این نکته تصریح می کند که پس از گرویدن به مسیحیت هیچ تلاشی برای دیدن حواریون نداشته و تا سه سال با هیچ یک از حواریون ملاقاتی نداشته است(غلاطیان 1 : 17 - 19 )
وی به این مطلب هم اذعان دارد که اندیشه هایش را ازحواریون دریافت نکرده (غلاطیان 1 : 11 - 17 ) و بلکه رسما به مخالفت با حواریون پرداخت (غلاطیان 2: 11 – 14 )
در آخرین قدم وی ادعا کرد که از بزرگترین حواریون نیز چیزی کم ندارد ( اول قرنتیان 11 : 5 )
به هر حال شخصیت موجود از حواریون در اناجیل به هیچ عنوان نمی تواند مورد قبول باشد .
دیدگاه اسلامی
در نقطۀ مقابل این دیدگاه ، دیدگاه اسلامی است که حواریون را افرادی خالص و پیراسته معرفی می کند .
صرف نظر از ایات قرآن که بر عظمت و شخصیت حواریون تاکید می کند روایات اسلامی نیز همین مساله را مورد تاکید قرار می دهد .
از امام رضا در مورد دلیل نامگذاری شاگردان حضرت مسیح به « حواریون » چنین نقل شده است :
.... به این دلیل حواری نامیده شده اند که درون خود را ار آلودگی گناه زدوده و به درجه ی اخلاص رسیده بودند و با موعظه و نصیحت به زدودن الودگی دیگران اقدام می کردند ( تفسیر صافی ، آیه ی 52 سوره ی آل عمران )
در روایت دیگری پیامبر اسلام آنان را دوازده شخص خالص و انتخاب شده برای یاوری عیسی می داند که در نصرت خداوند و رسول او کوشا ، شجاع و آماده بودند، هیچگونه ضعف و تکبری درآنان نبود ، ایمانشان از هر شک و تردیدی پیراسته بود وعیسی را با بصیرت و خلوص و جدیت وخضوع یاری می کردند (بحار الانوار ،ج 36 ،ص 309 ، حدیث 149 )