امروزه بسیاری از دین شناسان، با توجه به وجود برخی شباهتها میان اعتقادات و آداب رسوم مسیحی، معتقدند كه مسیحیت كنونی ریشه در ادیان غیر الهی دارد. (1) اما آیا به راستی چنین است؟
آیا می توان تنها به خاطر وجود برخی شباهتها، مسیحیت و مسیحیان را متهم به كپی برداری از ادیان شرك آلود نمود.
پاسخ به این سوال چندان آسان نیست.
به ناچار گذری بر این شباهتها خواهیم داشت تا درستی یا نادرستی این ادعا آشكار شود.
اعتقادات بوداییان:
مردم بابل و اعتقادات آنان:
هندوئیسم چه می گوید:
مسیحیت چه می گوید:
یك دانشمند آزاد اندیش مسیحی با توجه به این شباهتهای حیرت انگیز اظهار می دارد:
بزرگان کلیسا از پولس تا آگوستین یعنی از قرن اول تا قرن پنجم میلادی، نسبت به این شباهتها بی اطلاع نبوده اند... آنان اظهار میداشتند که شیطان خواهان شباهت یافتن با مسیح بوده است و به همین خاطر مشرکان را واداشته تا این عقاید و شعایر را بپذیرند. اما این ادعا در عصر حاضر قابل دفاع نیست... مردم طرسوس(13) اعتقاداتی مشابه اعتقادات مردم فریجیه در مورد اتیس، مردم بابل در مورد تموز، مردم شام در مورد ادونیس، مردم مصر در مورد اوزیریس و سایر خدایان آن عصر را داشته اند... طرسوس در نزدیکی فریجیه و شام قرار داشت و ارتباط دائمی با فینیقیه و مصر داشت. (14)
وی پس از بررسی شباهتهای مسیحیت و برخی از این ادیان عقیدهی خویش را در این باره چنین اظهار می دارد:
بنابر این مسیحیت دینی است که از عناصر بیگانهی متعددی تأثیر پذیرفته است. (15)
اما چرا و چگونه؟
پولس رسول كه مسیحیت امروزی وامدار تلاشهای بی وقفهی وی می باشد پس از ادعای رسالت از جانب مسیح (به درستی و نادرستی ادعای وی قبلا پرداختهایم) به گسترش مسیحیت در مناطق مختلف روم پرداخت اما در این راه، به مشكلاتی چند برخورد نمود:
پولس هر سه مانع را از سر راه خویش برداشت:
دین شناس معروف، جان بایر ناس در این باره می نگارد:
« پولس رسول را غالبا دومین مؤسس مسیحیت لقب داده اند... چون وی نزد امم غیر یهودی به دعوت مبعوث بود فکر مسیحیت و بعثت و رجعت او به کلی نزد ایشان فکری بیگانه بود از این رو پولس از راه دیگری که متناسب با فکرو اندیشهی آن اقوام بود در آمد... و اظهار داشت عیسی مسیح موجودی آسمانی است که طبیعت و ذاتیت الوهی دارد ولی خود تنازل فرموده صورت و پیکر انسانی را قبول کرد ».(16)
ویل دورانت، مورخ برجستهی غربی نیز در این باره می نویسد:
« مسیحیت شرک را از میان نبرد، بلکه آن را در خود پذیرفت. روح یونانی، که رو به احتضار بود، دوباره از الاهیات و از رسوم کلیسا جان گرفت. زبان یونانی که قرنها بر فلسفه فرمانروایی کرده بود، مظروف ادبیات مسیحی و شعایر و کیش نوین گشت. اسرار یونانی در سریت مؤثر آیین قداست تثبیت شد. دیگر فرهنگهای مشرکان نیز در به وجود آمدن آیینی که همهی آیینها را در خود جذب کرده بود، سهم داشتند.از مصر افکار مربوط به تثلیث خدا، روز واپسین داوری، و بقای فردی برای پاداش و کیفر آمد؛ و باز هم از مصر پرستش مادر و کودک و همچنین مذهب تئوزوفی که مذاهب نوافلاطونی و گنوستیسیسم (17) را به وجود آورد و مایهی ابهام کیش مسیح گشت. همچنین رهبانیت مسیحی نیز الگوها و سرچشمهی خود را در این کشور یافت. از فریگیا، پرستش مهین مام؛ از سوریه داستان رستاخیز آدونیس؛ و از تراکیا شاید پرستش دیونوسوس خدای میرنده و نجات دهنده به مسیحیت انتقال یافتند».(18)
1 - پیدایش مسیحیت؛ دان ناردو؛ ص 18
2 - ادیان زندهی جهان؛ رابرت ارنست هیوم؛ ص 116 – 118 و الدیانات القدیمة؛ محمد ابو زهره؛ ص 55 – 68
3 - مقارنة الأدیان؛ المسیحیة؛ الدکتور أحمد شلبی؛ ص 182 – 183
4 - العقائد الوثنیة فی الدیانة النصرانیة؛ محمد بن طاهر التنیر البیروتی؛ ص 188 – 200
5 - متی 2: 2 – 16
6 - متی 3: 16
7 - متی 4: 8 – 10
8 - لوقا، باب 22 و 23
9 - اعتقاد نامهی آتاناسیوسی. رک: آیین کاتولیک؛ جورج برانتل؛ ص 85
10 - لوقا 24: 51
11 - متی 25: 31 – 46
12 - آیین کاتولیک؛ جورج برانتل؛ ص 95
13 - محل تولد و زندگی پولس
14 - المسیحیة؛ نشأتها وتطورها؛ شارل جینیبر؛ ص 77 – 80
15 - همان، ص 205
16 - تاریخ جامع ادیان؛ جان بایر ناس؛ ص 614
17 - Gnosticism . تلفظ صحیح انگلیسی، ناستیسیزم میباشد.
18 - تاریخ تمدن؛ ویل دورانت؛ ج 3، ص 696