چند نكته:
1- من هرگز منكر وقوع اصل این داستان نیستم زیرا قرآن نیز اصل این واقعه را تأیید می كند اما طبق گزارش قرآنی، یهودیان به اشتباه فرد دیگری را به صلیب كشیدند.
2- از آنجا كه اصل داستان صلیب، واقعیت دارد ممكن است برخی از مطالب انجیلها راست باشد. ( مانند اصل داستان پیلاطس، به صلیب كشیده شدن دو نفر در دو طرف متهم اصلی و...)
3- بد نیست بخش آینده را كه مربوط به ریشههای مسیحیت در ادیان دیگر است بخوانید تا به ساختگی بودن این بخش از انجیلها بهتر پی ببرید.
4- تعداد اختلافات در بخش مربوط، بسیار بیش از آنی است كه میآورم اما در برخی موارد، اختلاف ممكن است به خاطر تفاوت شیوهی نگارش باشد. مثلا یك نفر جملهای را مختصر و دیگری كامل بنویسد چنانكه برخی مفسرین مسیحی این مطلب را عنوان نموده اند.
با این حال برخی از اختلافات به هیچ عنوان قابل قبول نیست و بی تردید نشان از ساختگی بودن داستان دارد. همچنین ذكر نكردن وقایع مهم كه به خاطر فراموشی صورت می گیرد، برای یك نویسندهی عادی قابل قبول است اما فراموشی در كتابی كه ریشهای الهی دارد قابل قبول نیست.
اختلاف اول: مقایسه كنید انجیلهای متی، مرقس و لوقا را با انجیل یوحنا
انجیل متی 26 :48- 50
و تسلیم كنندهی او بدیشان نشانی داده گفته بود: هر كه را بوسه زنم همان است او را محكم بگیرید. ساعت نزد عیسی آمده گفت: سلام یا سیدی و او را بوسید. عیسی وی را گفت: ای رفیق از بهر چه آمدی؟ آنگاه پیش آمده دست بر عیسی انداخته او را گرفتند.
انجیل مرقس 14 :44- 46
و تسلیم كنندهی او بدیشان نشانی داده گفته بود: هركه را ببوسم همان است. او را بگیرید و با حفظ تمام ببرید. و در ساعت نزد وی شده گفت: یا سیدی یا سیدی و وی را بوسید. ناگاه دستهای خود را بر وی انداخته گرفتندش.
انجیل لوقا 22 :47- 48
و یكی از آن دوازده كه یهودا نام داشت بر دیگران سبقت جسته نزد عیسی آمد تا او را ببوسد. و عیسی بدو گفت: ای یهودا آیا به بوسه، پسر انسان را تسلیم میكنی؟
انجیل یوحنا 18 :3- 8
پس یهودا لشكریان و خادمان از نزد رؤسای كَهنَه و فریسیان برداشته با چراغها و مشعلها و اسلحه به آنجا آمد. آنگاه عیسی با اینكه آگاه بود از آنچه میبایست بر او واقع شود بیرون آمده به ایشان گفت: كه را میطلبید؟ به او جواب دادند: عیسی ناصری را! عیسی بدیشان گفت: من هستم! و یهودا كه تسلیم كنندهی او بود نیز با ایشان ایستاده بود. پس چون بدیشان گفت: من هستم برگشته برزمین افتادند. او باز از ایشان سؤال كرد: كه را میطلبید؟ گفتند: عیسی ناصری را. عیسی جواب داد: به شما گفتم من هستم. پس اگر مرا میخواهید اینها را بگذارید بروند!
اختلاف دوم: مقایسه كنید بین چهار انجیل
انجیل متی 26 :69- 73
اما پطرس در ایوان بیرون نشسته بود كه ناگاه كنیزكی نزد وی آمده گفت: تو هم با عیسی جلیلی بودی! او روبروی همه انكار نموده گفت: نمیدانم چه میگویی! و چون به دهلیز بیرون رفت كنیزی دیگر او را دیده به حاضرین گفت: این شخص نیز از رفقای عیسی ناصری است! باز قسم خورده انكار نمود كه این مرد را نمیشناسم. بعد از چندی آنانی كه ایستاده بودند پیش آمده پطرس را گفتند: البته تو هم از اینها هستی زیرا كه لهجه تو بر تو دلالت مینماید.
انجیل مرقس فصل 14 : 66- 70
و در وقتی كه پطرس در ایوان پایین بود یكی از كنیزان رئیس كهنه آمد و پطرس را چون دید كه خود را گرم میكند بر او نگریسته گفت: تو نیز با عیسی ناصری میبودی؟ او انكار نموده گفت: نمیدانم و نمیفهمم كه تو چه میگویی! و چون بیرون به دهلیز خانه رفت ناگاه خروس بانگ زد. و بار دیگر آن كنیزك او را دیده به حاضرین گفتن گرفت كه این شخص از آنها است! او باز انكار كرد. و بعد از زمانی حاضرین بار دیگر به پطرس گفتند: در حقیقت تو از آنها میباشی زیرا كه جلیلی نیز هستی و لهجهی تو چنان است.
انجیل لوقا 22 :56- 60
آنگاه كنیزكی چون او را در روشنی آتش نشسته دید بر او چشم دوخته گفت: این شخص هم با او میبود. او وی را انكار كرده گفت: ای زن او را نمیشناسم. بعد از زمانی دیگری او را دیده گفت: تو از اینها هستی. پطرس گفت: ای مرد من نیستم. و چون تخمیناً یك ساعت گذشت یكی دیگر (مردی) با تأكید گفت: بلاشكّ این شخص از رفقای او است زیرا كه جلیلی هم هست. پطرس گفت: ای مرد نمیدانم چه میگویی؟
انجیل یوحنا فصل 18 :17- 26
آنگاه آن كنیزی كه دربان بود، به پطرس گفت: آیا تو نیز از شاگردان این شخص نیستی؟ گفت: نیستم... و شمعون پطرس ایستاده خود را گرم میكرد. بعضی بدو گفتند: آیا تو نیز از شاگردان او نیستی؟ او انكار كرده گفت: نیستم! پس یكی از غلامان رئیس كَهنَه كه از خویشان آن كس بود كه پطرس گوشش را بریده بود گفت: مگر من تو را با او در باغ ندیدم؟
(همچنین جوابهای پطرس را در سه دفعه انكار، با هم مقایسه كنید)
اختلاف سوم: مقایسه كنید انجیل متی و مرقس را با انجیل لوقا
انجیل متی 27: 38- 44
آنگاه دو دزد یكی بر دست راست و دیگری به چپش با وی مصلوب شدند... و همچنین آن دو دزد نیز كه با وی مصلوب بودند او را دشنام میدادند.
انجیل مرقس 15 :27- 32
و با وی دو دزد را یكی از دست راست و دیگری از دست چپ مصلوب كردند... و آنانی كه با وی مصلوب شدند او را دشنام میدادند.
انجیل لوقا 23 : 33- 44
او را در آنجا با آن دو خطاكار یكی برطرف راست و دیگری بر چپ او مصلوب كردند... و یكی از آن دو خطاكارِ مصلوب بر وی كفر گفت كه اگر تو مسیح هستی خود را و ما را برهان. اما آن دیگری جواب داده او را نهیب كرد و گفت: مگر تو از خدا نمیترسی؟ چونكه تو نیز زیر همین حكمی. و اما ما به انصاف چونكه جزای اعمال خود را یافتهایم لیكن این شخص هیچكار بیجا نكرده است. پس به عیسی گفت: ای سرور مرا به یادآور هنگامی كه به ملكوت خود آیی. عیسی به وی گفت: هرآینه به تو میگویم امروز با من در فردوس خواهی بود.
اختلاف چهارم: مقایسه كنید بین انجیل متی و مرقس با انجیل لوقا و همچنین با انجیل یوحنا
انجیل متی 27 :50
عیسی باز به آواز بلند صیحه زده روح را تسلیم نمود.
انجیل مرقس 15 :37
پس عیسی آوازی بلند برآورده جان بداد.
انجیل لوقا 23 :46
و عیسی به آواز بلند صدا زده گفت: ای پدر به دستهای تو روح خود را میسپارم. اینرا بگفت و جان را تسلیم نمود.
انجیل یوحنا 19 :30
گفت: تمام شد. و سرخود را پایین آورده جان بداد.
اختلاف پنجم: مقایسه كنید بین انجیلهای چهارگانه
انجیل متی 28 :1- 8
و بعد از سبَت هنگام فجر روز اوّل هفته مریم مجدَلیه و مریم دیگر بجهت دیدن قبر آمدند. كه ناگاه زلزلهای عظیم حادث شد از آنرو كه فرشتهی یَهُوَه از آسمان نزول كرده آمد و سنگ را از درِ قبر غلطانیده بر آن بنشست. و صورت او مثل برق و لباسش چون برف سفید بود. و از ترس او كشیكچیان به لرزه درآمده مثل مرده گردیدند. اما فرشته به زنان متوجه شده گفت: شما ترسان مباشید. میدانم كه عیسای مصلوب را میطلبید. در اینجا نیست زیرا چنانكه گفته بود برخاسته است. بیایید جایی كه سرور خفته بود ملاحظه كنید و به زودی رفته شاگردانش را خبر دهید كه از مردگان برخاسته است. اینك پیش از شما به جلیل میرود. در آنجا او را خواهید دید. اینك شما را گفتم.
پس از قبر با ترس و خوشی عظیم به زودی روانه شده رفتند تا شاگردان او را اطّلاع دهند.
انجیل مرقس 16 :1- 8
پس چون سبت گذشته بود مریم مجدلیه و مریم مادر یعقوب و سالومه حنوط خریده آمدند تا او را تدهین كنند. و صبح روز یكشنبه را بسیار زود وقت طلوع آفتاب بر سر قبر آمدند. و با یكدیگر میگفتند: كیست كه سنگ را برای ما از سر قبر بغلطاند؟ چون نگریستند دیدند كه سنگ غلطانیده شده است زیرا بسیار بزرگ بود. و چون به قبر درآمدند جوانی را كه جامهای سفید دربرداشت بر جانب راست نشسته دیدند. پس متحیر شدند. او بدیشان گفت: ترسان مباشید. عیسی ناصری مصلوب را میطلبید؟ او برخاسته است. در اینجا نیست. آن موضعی را كه او را نهاده بودند ملاحظه كنید. لیكن رفته شاگردان او و پطرس را اطّلاع دهید كه پیش از شما به جلیل میرود. او را در آنجا خواهید دید چنانكه به شما فرموده بود. پس بزودی بیرون شده از قبر گریختند زیرا لرزه و حیرت ایشانرا فرو گرفته بود و به كسی هیچ نگفتند زیرا میترسیدند.
انجیل لوقا 24 :1- 8
پس در روز اوّل هفته هنگام سپیده صبح حنوطی را كه درست كرده بودند با خود برداشته به سر قبر آمدند و بعضی دیگران همراه ایشان. و سنگ را از سر قبر غلطانیده دیدند. چون داخل شدند جسد سرور عیسی را نیافتند. و واقع شد هنگامی كه ایشان از این امر متحیر بودند كه ناگاه دو مرد در لباس درخشنده نزد ایشان بایستادند. و چون ترسان شده سرهای خود را بسوی زمین افكنده بودند به ایشان گفتند: چرا زنده را از میان مردگان میطلبید؟ در اینجا نیست بلكه برخاسته است. به یادآورید كه چگونه وقتی كه در جلیل بود شما را خبر داده گفت ضروری است كه پسر انسان به دست مردم گناهكار تسلیم شده مصلوب گردد و روز سوم برخیزد. پس سخنان او را بخاطر آوردند.
انجیل یوحنا 20 :1- 17
بامدادان در اوّل هفته وقتی كه هنوز تاریك بود مریم مجدَلیه به سر قبر آمد و دید كه سنگ از قبر برداشته شده است. پس دوان دوان نزد شمعون پطرس و آن شاگرد دیگر كه عیسی او را دوست میداشت آمده به ایشان گفت: سرور را از قبر بردهاند و نمیدانیم او را كجا گذاردهاند. آنگاه پطرس و آن شاگرد دیگر بیرون شده به جانب قبر رفتند. و هردو با هم میدویدند اما آن شاگردِ دیگر از پطرس پیش افتاده اوّل به قبر رسید و خم شده كفن را گذاشته دید لیكن داخل نشد. بعد شمعون پطرس نیز از عقب او آمد و داخل قبر گشته كفن را گذاشته دید و دستمالی را كه بر سر او بود نه با كفن نهاده بلكه در جای علیحده پیچیده. پس آن شاگرد دیگر كه اوّل به سر قبر آمده بود نیز داخل شده دید و ایمان آورد. زیرا هنوز كتاب را نفهمیده بودند كه باید او از مردگان برخیزد. پس آن دو شاگرد به مكان خود برگشتند.
اما مریم بیرون قبر گریان ایستاده بود و چون میگریست بسوی قبر خم شده دو فرشته را كه لباس سفید در برداشتند یكی بطرف سر و دیگری به جانب قدم در جایی كه بدن عیسی گذارده بود نشسته دید. ایشان بدو گفتند: ای زن برای چه گریانی؟ بدیشان گفت: سرور مرا بردهاند و نمیدانم او را كجا گذاردهاند. چون اینرا گفت: به عقب ملتفت شده عیسی را ایستاده دید لیكن نشناخت كه عیسی است. عیسی بدو گفت: ای زن برای چه گریانی؟ كه را میطلبی؟ چون او گمان كرد كه باغبان است بدو گفت: ای آقا اگر تو او را برداشتهای به من بگو او را كجا گذاردهای تا من او را بردارم. عیسی بدو گفت: ای مریم. او برگشته گفت: ربونی (یعنی ای معلّم). عیسی بدو گفت: مرا لمس مكن زیرا كه هنوز نزد پدر خود بالا نرفتهام. و لیكن نزد برادران من رفته به ایشان بگو كه نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما میروم.
دوستان: این تناقضات و اختلافات آنقدر روشن است كه متعصبترین دانشمندان مسیحی نیز آنها را پذیرفتهاند.
یوحنای زرین دهان، اسقف قسطنطنیه که از اندیشمندان برجستهی مسیحی به شمار میرود با وجود تعصب زیادی که در مورد حقانیت کتاب مقدس از خود نشان میدهد، وجود اختلافات در کتاب مقدس را میپذیرد اما به گونهای دیگر از وجود این اختلافات برای اثبات حقانیت کتاب مقدس بهره میجوید:
« بسیار میشود که اختلاف انجیل نویسان را مطرح میکنند ولی این قطعا دلیل محکمی بر حقانیت آنهاست. اگر آنان در مورد همهی جزئیات و زمان و مکان و واژه ها با یکدیگر توافق میکردند، دشمنانشان سخنان هیچ یک از آنان را باور نمیکردند و میپنداشتند که این نوشته ها حاصل توافق آن انسانهاست و آن توافق را زاییدهی حقیقت محض نمیدانستند. در واقع همین ناهماهنگی در اندکی جزئیات، بدگمانی را از آن نویسندگان دور میکند و اعتبار ایشان را به اثبات میرساند ».[1]
تردیدی نیست كه این استدلال، اشتباه است. براستی برای اثبات یك داستان غیر واقعی چه راهی وجود دارد.
آیا میتوان در مورد شاهدان یك واقعه كه در گزارش مطلب با هم اختلاف نظر دارند گفت: همین اختلاف گزارش آنها دلیل حقانیت آنهاست؟!
و یا اگر با هم كاملا موافق بودند گفت كه پس آنها با هم توافق كردهاند و آیا آنها برای اثبات حقانیت خود نیاز به اختلاف در گزارش دارند.
شما قضاوت كنید.
البته پیش از ما، آزاد اندیشان مسیحی، خود به قضاوت نشستهاند. برنارد رام در این باره مینویسد:
امروزه در مکتب نئو ارتودوکسی قصور ناپذیری کتاب مقدس نفی میشود. کتاب مقدس در نظر آنان یک مجموعهی منسجم نیست بلکه مجموعهای است متناقض از نظامهای الهیاتی و عبارات اخلاقی. [2]